۲۶ مرداد ۱۳۹۷ - ۸:۵۸:۰۲
آخرین خبرهای ایران و جهان به روایت وبسایت

ایران اکونومیست

آیا روحانی می‌تواند مشکل اقتصاد راگردن قبل از انقلاب بیندازد

ایران اکونومیست - به گزارش ایران اکونومیست؛ بهتر است تئوری ها و اطلاعات اقتصادی را مرور کنیم.حسن روحانی در مصاحبه تلویزیونی 15 مرداد خود اظهار داشت که یک سری از مشکلات و بیماری‌های اقتصادی کشور مربوط به دولت فعلی یا حتی دولت‌های قبل هم نیست. او اشاره داشت که برخی مشکلات، به‌ویژه مشکلات سیستم بانکی، ریشه در قبل از انقلاب و سال‌های بعد از انقلاب دارد؛ سخنانی که مایه طنزپردازی برخی در فضای مجازی شد و به کنایه گفتند شاید حتی ریشه بحران‌ها به دوره اشکانیان و سامانیان بازمی‌گردد!

** بیایید منطقی باشیم
می‌توانیم یک‌طرفه به قاضی برویم. این‌روزها کشور کم مشکل ندارد. برخی سیاست‌های پولی هیجانی در ماه‌های اخیر که منجر به رانت‌آفرینی شد و عده‌ای را بدون هیچ‌گونه تلاش حقیقی بهره مند ساخت، کار را برای دفاع از کارها ی درست دولت نیز سخت می‌کند. اما بگذارید با همه این مشکلات منطقی برخورد کنیم.
روحانی گفت بعضی از مشکلات اقتصادی ریشه در دولتهای قبل و حتی سال‌های قبل از انقلاب دارد. آیا زدن چنین حرفی در شرایط فعلی کشور از زبان رئیس‌جمهوری کار درستی نبود؟ این حرف‌ها یعنی حواله دادن مشکلات. دولت فعلی هرچند در برخی سیاستگذاری‌های اقتصادی خود دچار اشتباه شده و نمی‌توان از این اشتباهات چشم‌پوشی کرد، اما اصل حرف‌های رئیس‌جمهور ابداً اشتباه نبود. کافی است کمترین آشنایی با مطالعات اقتصادی ذیل رویکرد نهادگرایی داشته باشیم.

**برنده نوبل اقتصاد، هم نظر با روحانی
در این رویکرد، مخصوصاً با استفاده از چهار سطح تحلیل اجتماعی که اولیور ویلیامسون، برنده نوبل اقتصادی مطرح می کند، همه اتفاقات خوب و بدی که به سرعت در بازار رخ می دهد، متاثر از سه سطح نظام تدبیر امور، قوانین و مقررات و ویژگی های فرهنگی جامعه است. او به این ترتیب نتیجه می گیرد که اگر برخی از ماوقع اتفاقات دم به دم بازار کارا و عدلانه نیست، باید ریشه مسئله را در سطوح پیشینی آن جستجو کرد و اصلاح نظام تدبیر امور که بسترساز محیط کسب و کار است به یک تا ده سال زمان نیاز دارد.
بر این اساس از نظر تئوریک برخی پدیده ها ریشه در گذشته ها دارد. مثلا مشهور است که وقتی مغولها بر ایران حاکم شدند، به طرفة العینی خون می ریختند و مردم ایران برای آنکه گرفتارشان نشوند، گاه به دروغ گفتن پناه می بردند. ولی از آنجا که مغولها سیصد سال در ایران حکومت کردند کم کم فرهنگ دروغ گویی و ریا کاری در بین مردم نهادینه شد و تبعات آن هنوز هم در اقتصاد و اجتماع ایران قابل مشاهده است.

** اقتصاددان نامحبوب دربار
در اوایل دهه 1340، رشد اقتصادی ایران رو به کاهش گذاشته بود. به‌طوری که شاه به نخست‌وزیر وقت، حسنعلی منصور دستور داد چاره‌ای بیاندیشد. نتیجه این چاره‌اندیشی، تشکیل وزارت اقتصاد در سال 1341 و دادن سکان آن به دست علی‌نقی عالیخانی، اقتصاددان فارغ‌التحصیل فرانسه بود. عالیخانی تا سال 1348 وزیر اقتصاد ایران بود. با روی کار آمدن عالیخانی موتور رشد اقتصادی ایران مجدداً نیرو گرفت و از سال 1341 تا 1348، رشد سالانه تولید ناخالص داخلی ایران به‌طور میانگین بالاتر از 10 درصد بود. به‌رغم پا گرفتن اقتصاد ایران، نه شاه و نه درباریان از حضور عالیخانی در وزارت اقتصاد راضی نبودند، زیرا سیاست‌هایی که او در پیش گرفته بود، از قدرت درباریان می‌کاست.

**هویدا وارد می‌شود
با کنار گذاشته شدن عالیخانی از وزارت اقتصاد، نقش هویدا که پس از ترور منصور به نخست‌وزیری رسیده بود، بسیار پررنگ‌تر شد؛ کسی که خود را فرمانبردار تمام و کمال اوامر شاه می‌دانست. نرخ ارز در طول 13 سال دوران نخست‌وزیری هویدا (1356-1343) روی 7 تومان میخکوب شده بود؛ میخکوبی که تورم دهه 50 به شدت با آن ارتباط داشت. افزایش یک‌باره قیمت نفت در اوایل دهه 50 شمسی به‌دلیل درآمدزایی بسیار بالایی که برای ایران داشت، باعث شد تا شاه...

ادامه...